سرزمین عاشقان
سرزمین عاشقان
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 18 اسفند 1398, توسط مهران |

 

دوستان گل وب سايت تركي رو افتتاح كردم

براي وارد شدن به وب سايت زيباي من روي بنر زير كليك كنيد:

اميدوارم از وب سايت من خوشتون بياد...خوش بگذره....

نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1398, توسط مهران |

سلام به سرزمين عاشقان خوش آمديد اميدوارم از وبلاگ من خوشتون بياد. به دليل حجم انبوه مطالب من در سرزمين عاشقان سعي كرده ام بهترين مطالب رو براتون قرار بدم. همچنين بيشتر مطالب در ادامه مطالب نهفته شده كه از شما مي خوام به ادامه مطالب هم سر بزنيد. همچنين در نظر سنجي ها كه در سمت چپ هستند شركت كنيد.

هرگونه انتقاد يا پيشنهاد يا نظرات خود را در جهت ارتقاع سطح سرزمين عاشقان با من در ميان بگذاريد. اين هم آدرس ايميل من Nightboy2010@ymail.com ممنون (مهرن)

كد بنر سرزمين عاشقان:

<a href="http://nightboy2010.loxblog.com/" target="_blank"><img src="http://nightboy2010.loxblog.com/upload/nightboy2010/image/test%205.gif"></a>

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 15 بهمن 1398, توسط مهران |
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 12 بهمن 1398, توسط مهران |
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 10 بهمن 1398, توسط مهران |

   

  یکی از بهترین سیستم های چت فارسي چت روم ایرانی میباشد

شما می توانید بعد از وارد شدن به صفحهٔ چت روم یک نام و جنسیت

خود را مشخص کرده سپس وارد چت روم شوید خیلی راحت

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 13 ارديبهشت 1391, توسط مهران |

من ميگم چشات قشنگه 
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم چه قدر تو ماهي
تو ميگي اول راهي
من ميگم بمون هميشه
تو ميگي ببين نميشه
من مي گم خيلي غريبم
تو ميگي نده فريبم
من ميگم خوابت رو ديدم
تو ميگي ديگه بريدم
من مي گم هدف وصاله
تو ولي ميگي محاله
من ميگم يه عمره سوختم 
تو ميگي قلبم رو دوختم
من ميگم چشمات و وا کن
تو ميگي من و رها کن
من ميگم خيلي ديوونم
تو ميگي آره مي دونم
من ميگم دلم شکسته ست
تو ميگي خوب ميشه خسته ست
من ميگم بشين کنارم
تو ميگي دوستت ندارم



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه 7 بهمن 1390, توسط مهران |
نوشته شده در تاريخ جمعه 7 بهمن 1390, توسط مهران |

بی تو، مهتاب ‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.


در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:
 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 3 بهمن 1390, توسط مهران |

مرا اينگونه باور کن...
کمي تنها ،
کمي بی کس ،
کمي لبها فرو بسته...
کمي از یادها رفته...
نمی دانم مرا آیا گناهی هست...!
که شاید هم به جرم آن ،
غریبی و جدایی هست...!
تباهی و سیاهی هست ...
مرا اينگونه باور کن...!!!!
کمي غمگين ...
کمي در آتش سوزان ...
کمي تنها ...
کمي عاشق..؟ نمی دانم .
کمي نالان... ... 

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 2 بهمن 1390, توسط مهران |

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده.

بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1 بهمن 1390, توسط مهران |

عشق یعنی : هر اس ام اس که بهت می رسه امیدواری از اون باشه
 
عشق یعنی : برای هر کسی که می خوای اس ام اس بزنی اشتباهی واسه اون می فرستی
 
عشق یعنی : دنبال یه موضوع می گردی که واسه اون اس ام اس بزنی
 
عشق یعنی : دائم موبایلت رو چک می کنی که شاید از اون SMS رسیده باشه
 
عشق یعنی : همش فکر می کنی موبایلت داره تو جیبت می لرزه ولی وقتی نگاه می کنی

می بینی خبری نیست
 
عشق یعنی : شبهای که اس ام اس ها نمی رسن واقعا اعصابت خورده 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 بهمن 1390, توسط مهران |

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟

با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟


مدتی بودکه غافل شده بودم از عشق

تو مرا باز گرفتار بلایش کردی؟


گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست

تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟


بستم آغوش به رویش که از اینجا برود

سینه ام را تو چرا باز سرایش کردی؟


او به احساس تو می زد لگد واما تو

سرمه چشم من از تربت پایش کردی؟


سعی کردم که فراموش کنم خاطره اش

بین هر خاطره ام باز رهایش کردی


به تو می گفتم از اول که خدا افسانه ست

ساده دل! باز شکایت به خدایش کردی؟


بارها تجربه کردی که دعا بی اثر است

باز هم بر سر سجاده دعایش کردی؟


رفته او با رقبا سرخوش و خندان لب و مست

وای بر تو که خودت را به فدایش کردی
 

تقدیم به بهترین دوستم مهران 

نوشته شده در تاريخ جمعه 31 بهمن 1390, توسط مهران |

 

چراغارو خاموش کن هوا هوای درده

دوست ندارم ببینی چشمی که گریه کرده

چراغارو خاموش کن سرگرم گریه باشم

می خوام به روم نیارم باید ازت جداشم

فکر نبودن تو دنیامو می سوزونه

چراغارو خاموش کن چشم و چراغ خونه

یه خورده ارومم کن نشون نده که سردی

حالا وقته دروغه بگو که بر میگردی، بگو که بر میگردی

از شرم اشکایه من رفتی چرا یه گوشه

ازم خجالت نکش چراغا که خاموشه

اگه دلت هنوزم باهام یکم رفیقه

یه خورده دیرتر برو فقط یه چند دقیقه

فکر نبودن تو دنیامو می سوزونه

چراغارو خاموش کن چشم و چراغ خونه

یه خورده ارومم کن نشون نده که سردی

حالا وقته دروغه بگو که بر میگردی بگو که بر میگردی

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 31 بهمن 1390, توسط مهران |

English : I Love You

Persian : To ra doost daram

Italian : Ti amo

German : Ich liebe Dich

Turkish : Seni Seviyurum

French : Je t'aime

Greek : S'ayapo

Spanish : Te quiero

Hindi : Mai tumase pyre karati hun

Arabic : Ana Behibak

Japanese : Kimi o ai shiteru



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 31 بهمن 1390, توسط مهران |

گام1: فهرستي از موفقيت هايي را که تاکنون نصيبتان شده را تهيه کنيد.

گام2: هر چند وقت يک بار به ميان طبيعت برويد و در محيطي سبز و سرشار از آرامش قدم بزنيد.
گام3: وان حمام را پر از آب گرم و صابون کنيد، داخل وان بنشينيد و تمام تنش ها را با تنفس عميق و استراحت از خود دور کنيد.
گام4: هر روز به جمله هاي زير و جملاتي از اين قبيل فکر کنيد :
ü    تا زماني که خودتان نخواهيد، هيچ کس نمي تواند تحقيرتان کند.(تئودور روزولت)
ü   روزي شخصي بودايي را فحش و ناسزا مي داد، بودا به وي گفت: از تو به خاطر اين هديه عالي تشکر ميکنم! اما متاسفم که نمي توانم هديه ات را بپذيرم، راستي اگر کسي به من هديه اي دهد و من هديه را قبول نکنم به چه کسي تعلق خواهد داشت؟
ü   خواه فکر کنيد کاري را مي توانيد انجام دهيد، خواه فکر کنيد که از انجام کاري ناتوان هستيد، هميشه حق با شماست. (هنري فورد)
ü      عشق از آن جهت در ما به وديعه گذاشته شده که آن را به ديگران ببخشيم
ü      قلمرو خداوند درون ما انسانهاست
ü      هر کاري را که دوست داري انجام بده پول خود به دنبال آن مي آيد
ü      به دنبال رستگاري و سعادت خود باش
ü      از صميم قلب خودت را دوست داشته باش 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 31 بهمن 1390, توسط مهران |

مرا اينگونه باور کن
کمي مبهم
کمي تا اندکی عاشق
کمي مات و کمي گریان
کمي بیش از کمي تنها...
کمي مثل همین مردم به عادتهای دیرینه
به عصیان و فراموشی گرفتارم
کمي سر در گریبانم
کمي شاکی ز امروز و کمي در فکر فردایم
صدای پای یک عابر مرا از خواب می راند
کنار پنجره تنها به دنبال صدای پا
کمي انگار پاییز است
کمي زرد و کمي قرمز
کمي خش خش
درخت پیر همسایه کمي تنها و بی برگ است
کمي من اندکی هم تو
بیا کم کم کنارم باش
بیا کم کم ز کمها کم کنم گاهی
بیا پاییز در راه است

پايان